سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت

الگوی طلاق عاطفی بر اساس مؤلفه‌های طرحواره‌های ناسازگار اولیه و سبک‌های دلبستگی با میانجی‌گری هوش هیجانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجو دکتری، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و مشاوره (مدیریت و حسابداری)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران
2 دانشیار،گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و مشاوره (مدیریت و حسابداری)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران ، f.dokaneifard@riau.ac.ir
3 استادیار،گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و مشاوره (مدیریت و حسابداری)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران
چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین رابطه طلاق عاطفی بر اساس مؤلفه‌های طرحواره‌های ناسازگار اولیه و سبک‌های دلبستگی با میانجی‌گری هوش هیجانی و ارائه الگویی برای آن بود.
روش: روش پژوهش همبستگی از نوع اکتشافی ـ متوالی و هدایت شده و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1398 بالغ بر 1854 نفر بود. حجم نمونه بر اساس نرم‌افزار آماری سمپل پاور (350 نفر) و با توجه به‌احتمال 20 درصد افت آزمودنی‌ها تعداد نمونه 372 نفر تعیین شد. روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی چندمرحله‌ای بطوری که (شهر تهران به پنج منطقه شمال،جنوب، شرق، غرب و مرکز) تقسیم و سپس از هر منطقه تعداد پنج مرکز مشاوره انتخاب و از هر مرکز مشاوره تعداد 15 نفر از زنان متاهل انتخاب شد، به طور کلی از هر منطقه 75 زن متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن 2008، طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ فرم کوتاه 1988، مقیاس دلبستگی بزرگ‌سالان کولینز و رید 1990، هوش هیجانی باراُن 1997بود. داده‌ها با استفاده از نرم افزار spss و معادلا ت ساختاری smartpls تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که الگوی بدست آمده می تواند طلاق عاطفی را بر اساس سبک دلبستگی (653/0-=β، 10/0=P) و طرحوارههای ناسازگار اولیه (683/0-=β، 10/0=P) با میانجی‌گری هوش هیجانی پیش بینی کند و از برازش مطلوبی برخوردار بود. مسیر مستقیم سبک دلبستگی (704/0=β، 10/0=P) و طرحوارههای ناسازگار اولیه (763/0=β، 10/0=P) و هوش هیجانی (674/0-=β، 10/0=P) بر طلاق عاطفی معنادار و مسیر غیرمستقیم نشان داد که سبک دلبستگی (691/0=β، 10/0=P) و طرحوارههای ناسازگار اولیه (734/0=β، 10/0=P) با میانجیگری هوش هیجانی بر طلاق عاطفی شدت اثر مطلوبی داشته است.
نتیجه‌گیری: به‌منظور ایجاد انسجام و خلق رابطه زناشویی رضایتبخش براساس شناخت هیجانات هر یک از زوجین و اصلاح طرحواره های ناسازگار اولیه و نوع سبک دلبستگی زوجین به تقابل عناصر درون روانی در جهت بهبود روابط زوج‌ها در طول ملاحظات درمانی پرداخت.
کلیدواژه‌ها