<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت</title>
    <link>https://www.islamiilife.com/</link>
    <description>سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش توانمندسازی مادران افراد مبتلا به اتیسم علیه احساس استیگما با رویکرد روانشناسی اسلامی مثبت نگر</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241466.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تعداد کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در جهان رو به افزایش و استیگمای اتیسم یک چالش شایع برای مادران در مراقبت از فرزندانشان است. استیگمای اتیسم، سلامت روان والدین را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث تضعیف عزت‌نفس و افزایش اضطراب و سایر اختلالات خلقی در آن‌ها می‌شود. توانمندسازی این مادران ضروری است. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش روانشناسی مثبت نگر با رویکرد اسلامی بر توانمندسازی خانواده‌های افراد مبتلا به اتیسم علیه احساس استیگما بود.&#13;
روش بررسی: روش پژوهش، نیمه آزمایشی پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری، مادران دارای فرزند با اختلال طیف اتیسم تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان ری‌شهر تهران بودند. 30 نفر از مادران دارای فرزند اتیسم، به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب‌شده و به‌صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار سنجش پرسشنامه‌های &amp;amp;laquo;استیگمای درونی شده در مادران دارای فرزند اتیسم&amp;amp;raquo; رضایی و همکاران (1394)، عزت‌نفس رزنبرگ (1965) و سلامت عمومی گلدبرگ وهیلر (1979) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار spss27 در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه‌وتحلیل شد.&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان دادند آموزش مثبت نگری اسلامی بر افزایش سلامت روان، عزت‌نفس مادران و کاهش احساس استیگما مؤثر است.&#13;
نتیجه‌گیری: با توجه به تأثیر پروتکل توانمندسازی خانواده‌های افراد مبتلا به اتیسم علیه احساس استیگما با رویکرد روانشناسی اسلامی-مثبت نگر استفاده از آن پیشنهاد می‌شود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی کیفیت زندگی بر اساس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، سرمایه روانشناختی و خود ارزشمندی با میانجی‌گری هیجانات مثبت در دانشجویان</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241461.html</link>
      <description>زمینه و هدف: در سال‌های اخیر سبک زندگی ارتقادهنده سلامت، سرمایه روان‌شناختی و عزت‌نفس به‌عنوان پیش‌بینی کننده‌های کیفیت زندگی در نظر گرفته می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی کیفیت زندگی بر اساس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، سرمایه روانشناختی و خود ارزشمندی با میانجیگری هیجانات مثبت در دانشجویان انجام شد.&#13;
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت&amp;amp;shy;کنندگان، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال تحصیلی 1404- 1403 بودند که از بین آنان تعداد 382 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه&amp;amp;shy;ای انتخاب شدند و پرسشنامه&amp;amp;shy;های استاندارد کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی فرم کوتاه، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت والکر و همکاران، سرمایه روانشناختی لوتانز، خود ارزشمندی روزنبرگ و پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی واتسون و تلگن تکمیل کردند. داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از آزمون&amp;amp;shy;های آمار توصیفی و آزمون سوبل در نرم&amp;amp;shy;افزار SPSS 27 و WarpPLS-7 بررسی شدند.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های به‌دست‌آمده از فرضیات پژوهش نشان داد که بین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، سرمایه روانشناختی و خود ارزشمندی با میانجیگری هیجانات مثبت و کیفیت زندگی ارتباط معنی&amp;amp;shy;داری وجود دارد(p &amp;amp;lt; 0.01).&#13;
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود، سیاست‌گذاران و مدیران اجرایی عرصه سلامت از یافته‌های پژوهش حاضر جهت اخذ تصمیمات مناسب و همچنین جهت طراحی و اجرای انواع برنامه‌ها و مداخلات به‌منظور بهبود کیفیت زندگی افراد، بهره ببرند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه و اعتباریابی پرسشنامه سنجش تربیت دینی نوجوانان ایرانی: گامی در جهت بهبود سلامت معنوی</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241463.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تربیت دینی نقش بنیادینی در شکل‌گیری هویت معنوی و ارتقاء سلامت معنوی نوجوانان دارد. با توجه به نبود ابزار بومی و معتبر برای سنجش تربیت دینی دانش‌آموزان ایرانی، هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی پرسشنامه‌ای چندبعدی در این زمینه بود.&#13;
روش بررسی: این مطالعه در سال 1403 در شهر بیرجند با رویکرد اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با تحلیل محتوای ۴۳ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه تربیت دینی که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب‌شده بودند، سه مؤلفه شناختی، عاطفی و رفتاری استخراج گردید. بر اساس آن، پرسشنامه محقق ساخته ۲۷‌سؤالی طراحی شد. در بخش کمی، 486 نفر از دانش‌آموزان متوسطه اول شهرستان بیرجند، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای و بر اساس جدول Krejci و Morgan انتخاب‌شده و پرسشنامه طراحی‌شده را پاسخ دادند. درنهایت، روایی صوری و محتوایی (CVI و CVR) و تحلیل عاملی تائیدی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و LISREL بررسی شد.&#13;
یافته‌ها: روایی محتوایی پرسشنامه با شاخص‌های CVR و CVI تائید شد. تحلیل عاملی تائیدی ساختار سه‌بعدی را تائید کرد (RMSEA=0.064، CFI=0.98، &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;/df=2.96). پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ برای مؤلفه‌های شناختی (0.919)، عاطفی (0.927)، رفتاری (0.927) و کل پرسشنامه (0.971) در سطح بسیار مطلوب گزارش شد.&#13;
نتیجه‌گیری: پرسشنامه طراحی‌شده دارای ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوبی بوده و می‌تواند به‌عنوان ابزاری معتبر برای سنجش تربیت دینی و ارتقاء سلامت معنوی نوجوانان در برنامه‌های تربیتی و آموزشی مورداستفاده قرار گیرد.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه توانمندی ایگو و الگوهای ارتباطی با رفتار خوردن در زنان چاق مبتلا به دیابت: نقش میانجی بهزیستی معنوی</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241468.html</link>
      <description>هدف: چاقی و دیابت از چالش‌های جهانی سلامت هستند که علاوه بر سلامت جسمانی، بر جنبه‌های روانی و اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارند. شناسایی عوامل روان‌شناختی و ارتباطی مرتبط با رفتار خوردن می‌تواند به بهبود مدیریت این بیماری‌ کمک کند. این پژوهش با هدف مدل‌یابی رابطه توانمندی ایگو و الگوهای ارتباطی با رفتار خوردن و بررسی نقش میانجی بهزیستی معنوی در زنان چاق مبتلا به دیابت انجام شد.روش بررسی: مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه‌کننده به مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود. از این جامعه، 350 نفر به روش نمونه‌گیری داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های توانمندی ایگو (مارکستروم و همکاران، 1997)، الگوهای ارتباطی (فیتزپاتریک و ریچی،1990)، رفتار خوردن (داچ، 1986) و بهزیستی معنوی (پالوتزین و الیسون، 1982) بود. داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS-26 تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و الگوهای ارتباطی با رفتار خوردن رابطه معناداری دارند (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین، بهزیستی معنوی به‌عنوان میانجی‌گر، این رابطه را تقویت کردند (05/0&amp;amp;gt;P). مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود.نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت مداخلات روان‌شناختی و معنوی برای بهبود رفتار خوردن تأکیددارند. تقویت توانمندی ایگو همراه با ارتقای بهزیستی معنوی، می‌تواند در طراحی برنامه‌های مشاوره‌ای و درمانی برای زنان چاق مبتلا به دیابت مؤثر باشد و به بهبود سلامت روان و سبک زندگی سالم‌تر کمک کند. این نتایج راهنمایی برای متخصصان سلامت و سیاست‌گذاران در توسعه برنامه‌های حمایتی ارائه می‌دهد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی نظام یکپارچه ارائه خدمات توانبخشی به معلولان برای ایران</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241469.html</link>
      <description>زمینه و هدف: یکپارچگی نظام ارائه خدمات توانبخشی به معلولان از دغدغه&amp;amp;shy;های مهم سیاست&amp;amp;shy;گذاران حوزه سلامت محسوب می&amp;amp;shy;گردد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر شکل&amp;amp;shy;گیری نظام&amp;amp;shy; یکپارچه ارائه خدمات توانبخشی به معلولان و ارائه الگو برای ایران اجرا گردید.روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع اکتشافی، از نظر زمان از نوع مقطعی و از نظر نتایج از نوع مطالعات کاربردی و از منظر روش اجرا، از نوع تحلیلی بود. در ابتدا، مدل مفهومی پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه&amp;amp;shy;ای و مرور سامانمند استخراج شد. سپس پرسش&amp;amp;shy;نامه پژوهشگر ساخته تهیه و روایی آن با استفاده از شاخص&amp;amp;shy;های CVI و CVR و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تائید شد. پرسش&amp;amp;shy;نامه، توسط 335 نفر از کارشناسان نهادهای مرتبط با توانبخشی معلولان به&amp;amp;shy;عنوان نمونه پژوهش که به&amp;amp;shy;صورت تصادفی و با روش نمونه&amp;amp;shy;گیری طبقه&amp;amp;shy;ای در پنج منطقه کشور انتخاب‌شده بودند، تکمیل گردید. درنهایت داده&amp;amp;shy;ها از طریق نرم&amp;amp;shy;افزارSPSS 22 &amp;amp;nbsp;و آزمون تحلیل عاملی تائیدی مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی نظام یکپارچه با به&amp;amp;shy;کارگیری معادلات ساختاری طراحی گردید. یافته&amp;amp;shy;ها: چهار بُعد تولیت، تولید منابع، تأمین مالی و تدارک خدمات بر شکل&amp;amp;shy;گیری نظام یکپارچه تأثیر معنی‌داری داشتند. از این چهار بُعد، تأمین مالی دارای بیشترین و تولیت کمترین تأثیر بودند و تولید منابع و تدارک خدمات نیز به ترتیب عامل دوم و سوم بودند. نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نظام سلامت می&amp;amp;shy;تواند از طریق اختصاص سهمی از مالیات در تأمین مالی، تدارک خدمات سازمان‌دهی&amp;amp;shy;شده، سرمایه‌گذاری در تولید منابع و توجه به رهبری برون‌بخشی به سمت یکپارچگی نظام توانبخشی برای معلولان گام بردارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>کاردرمانی از دیدگاه ویکتور فرانکل و سنجش آن با آموزه‌های اسلام در سبک زندگی</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241470.html</link>
      <description>زمینه و هدف: یکی از راه‌های معناداری زندگی، انجام دادن کار است. ویکتور فرانکل در روش معنادرمانی خود از کار به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های معنادرمانی یاد می‌کند. کاردرمانی به معنای انجام کار، خلق و پدیدآوردن اثر و پذیرفتن مسئولیت در زندگی است. این روش عامل مهمی در سلامت روان و احساس معنا در سبک زندگی فرد است. ازاین‌رو این پژوهش با هدف سنجش مؤلفه‌های کاردرمانی فرانکل با آموزه‌های اسلام در سبک زندگی سامان‌یافته است.&#13;
روش‌شناسی: در این پژوهش تلاش شده است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی دیدگاه ویکتور فرانکل در روش کاردرمانی با آموزه‌های اسلام به‌عنوان نمونه‌ای از سبک زندگی صحیح موردبررسی و سنجش قرار گیرد.&#13;
یافته‌ها: با بررسی کاردرمانی از دیدگاه فرانکل و سنجش آن با آموزه‌های اسلام این نتایج حاصل شد که فرانکل در بحث کار مؤلفه‌هایی چون کار و معناداری، کار و سلامت روح و جسم، کار و اخلاص، کار امیدواری، کار و مسئولیت‌پذیری و کار و تخصص را مطرح کرده است.&#13;
نتیجه‌گیری: بین مؤلفه‌های کاردرمانی فرانکل با آموزه‌های اسلام هم‌سویی دیده می‌شود با این تفاوت که در مؤلفه کار و معناداری، آموزه‌های اسلام جایگاه و اهمیت کار را بسیار بالاتر از فرانکل و در ردیف عبادت و جهاد در راه خدا معرفی کرده است. در مؤلفه کار و امیدواری، آموزه‌های اسلام امید را منحصر به رحمت خداوند دانسته و فرانکل به مطلق امید اشاره‌کرده و در مؤلفه کار و تخصص، آموزه‌های اسلام بر دو اصل تخصص و امانت‌داری تأکید بیشتری داشته‌اند درحالی‌که فرانکل به عنصر امانت‌داری اشاره‌ای نکردند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل یابی معادلات ساختاری پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس عملکرد خانواده مبتنی بر الگوی مک مستربا میانجی‌گری آگاهی جنسی زوجین شهر شیراز</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241467.html</link>
      <description>مقدمه: یکی از الگوهای مهم در زمینه بررسی کارکرد خانواده، الگوی کارکرد خانواده مک مستر است، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری پیش‌بینی تعارضات زناشویی بر اساس عملکرد خانواده مبتنی بر الگوی مک‌مستر، با میانجی‌گری آگاهی جنسی در زوجین شهر شیراز انجام گرفت.مواد و روش‌ها: مطالعه همبستگی حاضر از نوع معادلات ساختاری بود که تعداد 300 نفر از زوجین درحال تعارض شهر شیراز به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی (MCQ)، سنجش خانواده (FAD)، آگاهی جنسی را تکمیل کردند. جهت تحلیل یافته‌ها از روش معادلات ساختاری و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردید.یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که بین خرده مقیاس‌های کارکرد خانواده با تعارضات زناشویی و آگاهی جنسی ارتباط معناداری وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;).نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های به‌دست‌آمده در این مطالعه می‌توان گفت که جدا از عوامل اثرگذار کارکرد خانواده، تعارضات زناشویی و آگاهی جنسی در زوجین به‌عنوان متغیرهای واسطه در جهت بهبود و پایداری نظام خانواده نقش اساسی داشته و می‌بایست مدنظر قرار گیرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی تحمل پریشانی در رابطه بین نگرش‌های ناکارآمد و احساس تنهایی: یک رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241464.html</link>
      <description>زمینه: با گسترش پیچیدگی‌های شغلی و روانی در حرفه معلمی، شناسایی سازوکارهای شناختی&amp;amp;ndash;هیجانی مؤثر بر بهزیستی این گروه ضروری است. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی &amp;amp;laquo;تحمل پریشانی&amp;amp;raquo; در رابطه میان &amp;amp;laquo;نگرش‌های ناکارآمد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;احساس تنهایی&amp;amp;raquo; در معلمان شهر قم طراحی شد.&#13;
روش بررسی: طرح پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. نمونه شامل ۱۳۷ معلم (میانگین سنی = ۴۳.۵۳ سال؛ ٪۶۶ زن) بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس نگرش‌های ناکارآمد (DAS-26)، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) و مقیاس تنهایی اجتماعی عاطفی (SELSA-S) جمع‌آوری شد و تحلیل‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و آزمون میانجی‌گری بارون و کنی انجام گرفت.&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد نگرش‌های ناکارآمد با شدت احساس تنهایی همبستگی مثبت و معناداری دارد (&amp;amp;beta; = 0.43, p &amp;amp;lt; .001) و باتحمل پریشانی همبستگی منفی و معناداری نشان داد (&amp;amp;beta; = &amp;amp;ndash;0.63, p &amp;amp;lt; .001). همچنین تحمل پریشانی با تنهایی رابطه منفی معناداری داشت (&amp;amp;beta; = &amp;amp;ndash;0.30, p = .012). آزمون میانجی‌گری نشانگر نقش میانجی ناقص تحمل پریشانی بود؛ به‌طوری‌که تقریباً ٪۲۸ از تأثیر نگرش‌های ناکارآمد بر تنهایی از طریق کاهش تحمل پریشانی منتقل می‌شود. مقادیر R&amp;amp;sup2; نیز تبیین مناسبی برای احساس تنهایی (٪۴۳) و تحمل پریشانی (٪۴۰) نشان داد.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که در کنار مداخلات شناختی-درمانی برای اصلاح نگرش‌های ناکارآمد، طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی-تمرینی ویژه جهت تقویت تحمل پریشانی می‌تواند به کاهش احساس تنهایی و ارتقای سلامت روان معلمان کمک نماید.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه ای شفقت ورزی به خود در پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس سبک زندگی اسلامی در معلمان مدارس استثنائی</title>
      <link>https://www.islamiilife.com/article_241462.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه&amp;amp;shy; ای شفقت&amp;amp;shy; ورزی به خود در پیش&amp;amp;shy;بینی بهزیستی روان&amp;amp;shy;شناختی براساس سبک زندگی اسلامی در معلمان مدارس استثنائی بود.&#13;
مواد و روش&amp;amp;shy;ها: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل&amp;amp;shy;یابی معادلات ساختاری بود و جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان مدارس استثنائی شهر کرمان در سال تحصیلی 1403 -1402 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه&amp;amp;shy; گیری در دسترس تعداد 264 نفر به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و سپس پرسشنامه&amp;amp;shy;ها در اختیار این معلمان قرار گرفت و تکمیل و جمع &amp;amp;shy;آوری شدند. ابزارهای اندازه &amp;amp;shy;گیری پژوهش، پرسشنامه سبک زندگی اسلامی (ILTS، کاویانی، 1388)، پرسشنامۀ شفقت&amp;amp;shy; ورزی به خود (SCS، نف، 2003) و پرسشنامه بهزیستی روان&amp;amp;shy;شناختی (RSPWB، ریف، 1989) بود. داده&amp;amp;shy;های به‌دست‌آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل&amp;amp;shy;یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.&#13;
یافته &amp;amp;shy;ها:&amp;amp;nbsp;یافته &amp;amp;shy;ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد بین سبک زندگی اسلامی و شفقت&amp;amp;shy; ورزی به خود با بهزیستی روان&amp;amp;shy;شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0P&amp;amp;lt;). همچنین مشخص شد شفقت&amp;amp;shy; ورزی به خود در ارتباط بین سبک زندگی اسلامی و بهزیستی روان&amp;amp;shy;شناختی دارای نقش واسطه &amp;amp;shy;ای است (01/0P&amp;amp;lt;).&#13;
نتیجه &amp;amp;shy;گیری:&amp;amp;nbsp;بر اساس یافته&amp;amp;shy; های پژوهش می&amp;amp;shy;توان نتیجه گرفت که گرایش به سبک زندگی اسلامی با افزایش شفقت&amp;amp;shy; ورزی به خود نقش مهمی در بهبود بهزیستی روان&amp;amp;shy;شناختی دارد.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
